دردونه
 
قالب وبلاگ


کودکان نوگلانی هستند که برای چند صباحی از باغ بهشت آنها را به ما هدیه داده‌اند. اما ما به راستی با این هدیه‌های پاک و بهشتی چطور رفتار می‌کنیم؟
بدخلقی ما با فرزندان و یا ناسزاگویی و انتقادات مکرر و دائم ما از فرزندان پیام‌های سمی و مخربی را به ذهن آنها مخابره می‌کند که روی زندگی آینده آنها تاثیراتی منفی و ناگوار خواهد داشت. به‌طور مثال کودکانی که تنبیه بدنی می‌شوند احساس حقارت و بی‌ارزشی می‌کنند و دچار خشم پنهان نسبت به پدر یا مادر خود که آنها را حامی خود می‌دانند می‌شوند ولی توانایی ابراز آن را ندارند ولی این خشم پنهان و انباشته‌شده کودک بعدها روی روابط نزدیک وی با همسر و فرزندانش به صورت بدرفتاری با آنها و عصبانی‌شدن‌های گاه و بی‌گاه و بهانه‌گیری‌های واهی تاثیر خواهد گذاشت و ظاهر می‌شود.
اما بدتر از تنبیهات بدنی و ضرب شتم کودک بدگویی از او و آزار کلامی وی است. زیرا ممکن است آثار ضرب و شتم روی بدن کودک برای مدتی بماند و عده‌ای در مقام دلسوزی همدردی کنند و کمی از دردهای روحی وی بکاهند. اما در صورت ناسزاگویی و آزار کلامی به راستی کودک دچار افسردگی می‌شود زیرا جراحات وارده بر روح و روان او چه‌بسا عمیق‌تر و نامرئی است و کسی با کودک همدردی نمی‌کند. آثار و جراحات وارده از ضرب و شتم روی بدن کودک ممکن است بعد از مدتی بهبود یابد اما آثار ناشی از آزار کلامی وی به راحتی بهبودپذیر نیست.
به‌طور مثال والدینی بی‌وقفه به وضع ظاهری هوش و ارزش‌های کودک توهین می‌کنند. مثلا بارها و بارها در حضور کودک می‌گویند ای کاش اصلا تو به دنیا نیامده بودی و یا اینکه تو خیلی زشت هستی و یا تو کودن‌ترین و دست و پا چلفتی‌ترین بچه هستی! و اگر کودکی به این توهین‌ها اعتراض کند به او می‌گویند داریم باهات شوخی می‌کنیم! ولی این نکته را باید مورد توجه قرار داد که کودکان کم‌سن و سال تفاوت میان شوخی و واقعیت را متوجه نیستند و توانایی تشخیص تهدید از سر به سر گذاشتن را ندارند و از این آزارها و شوخی‌های ما ضربه روحی و روانی می‌خورند. مثلا اگر شما به شوخی فرزند خود را در خیابان رها کنید تا او به جست‌وجوی شما مشغول شود او واقعا دچار وحشت می‌شود و این موضوع در ذهنش ثبت می‌شود که والدینم مرا دوست نداشتند که مرا رها کردند، حتی اگر بعدها به او بگویید برای شوخی این کار رو باهات کردیم ولی این امر در ضمیر ناخودآگاه کودک‌مان ثبت شده و تاثیر منفی و بدی در بزرگسالی وی خواهد داشت؛ به‌عنوان مثال همیشه از اینکه مورد طرد دیگران قرار گیرد می‌هراسد و در رنج و اضطراب خواهد بود و یا اگر مکرر سر به سر کودک خود بگذارید و وی را دائما مورد انتقاد و بدگویی قرار دهید کودک‌تان در بزرگسالی به فردی خجالتی و با عدم اعتماد به نفس ناکافی تبدیل خواهد شد و همیشه در هراس از سرزنش دیگران به سر خواهد برد زیرا در کودکی روان وی صدمه دیده و آثار ناگوار آن در آن سنین ظاهر می‌شود. پس چه بهتر که با فرزندان خود با احترام رفتار کنیم و به شخصیت آنها ارزش و بها دهیم و کوچک‌ترین پیشرفت‌های آنها را با روی باز تشویق کنیم و از این پیشرفت‌ها حمایت کنیم تا آنها در آینده افرادی خلاق و دارای اعتماد به نفس کافی باشند و مایه رشد و ارتقای خود و جامعه‌ای باشند که در آن زندگی می‌کنند.

 

برگرفته از:روزنامه فرهیختگان

 
 
 
 
[ ۱۳٩٠/۳/٩ ] [ ٥:٤٤ ‎ب.ظ ] [ مامی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

خداوند در 29 خرداد 84 یکی از فرشته هاشو فرستاد روی زمین.حالا اون فرشته دختر ماست. اسمش رو گذاشتیم ژاسمین.شد دردونه ما. jasmin:گل یاس
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب

ابزار متحرك زیباسازی وبلاگ


Digital Clock - Status Bar

كد بارش ستاره در وبلاگ

تصاویر زیباسازی نایت اسکین
دریافت همین آهنگ


Get a Glitter Calendar Click Here
ليست وبلاگهای به روز شده