دردونه
 
قالب وبلاگ

دیروز با ژاسمین رفته بودیم بیرون.معمولا هر بار که میریم بیرون یه سی دی کارتون میگیریم.دیروز هم کارتون یوگی ودوستان رو گرفتیم.تا رسیدیم خونه ازم خواست که با هم بشینیم کارتون رو نگاه کنیم.منم چون کاری نداشتم باهاش همراه شدم.با دیدن کارتون یوگی رفتم به خاطرات قدیم.یاد کارتونهای زمان خودمون افتادم.هاچ زنبور عسل  حنا  بل وسباستین بلفی و لیلیبیت چوبین نیک و نیکو  سندباد و خیلی کارتونای دیگه

دنیای کارتونا قشنگ
دنیای ما سیاه و زشت
کاش یکی زندگیمونو
شبیه کارتون می نوشت


یادش بخیر



[ ۱۳۸٩/۱۱/٢٢ ] [ ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ ] [ مامی ]

 

                                                                

 

 

 صبحانه کامل حاوی غلات موجب افزایش هوش کودکان می شود محققان دانشگاه کاردیف انگلستان دریافتند کودکانی که صبحانه کامل از غذاهایی حاوی غلات نظیر گندم و جو مصرف می کنند نسبت به کودکانی که از خوردن صبحانه دوری می کنند از هوش و تمرکز فکری بالاتری برخوردارند بر اساس این گزارش ، محققان این دانشگاه به منظور درک دقیق تأثیر صبحانه مغذی حاوی غلات بر ذهن و جسم کودکان مطالعه ای را بر رفتار ۲۱۳ کودک ۴ تا ۱۱ ساله از بین ۱۵۳ خانواده به مدت ۲ هفته انجام دادند این مطالعه نشان داد که خوردن صبحانه به کودک کمک می کند آمادگی ذهنی بهتری برای رفتن به مدرسه و حضور در کلاس درس داشته باشند و همچنین از خستگی و اضطراب آنان می کاهد .

 

محققان همچنین دریافتند کودکانی که صبحانه کامل حاوی غلات مصرف می کنند از توانایی ذهنی ، فیزیکی و شناخت بالایی برخوردارند

 

[ ۱۳۸٩/۱۱/٦ ] [ ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ ] [ مامی ]

 

                                                              

 

 

چند سال پیش ، در یک روز گرم تابستان ، پسرکوچکی با عجله لباسهایش را در آورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت.

مادرش ازپنجره نگاهش می کرد و از شادی کودکش لذت میبرد. مادر ناگهان تمساحی را دید که بهسوی پسرش شنا می کرد. مادر وحشتزده به سمت دریاچه دوید و با فریادش پسرش را صدازد . پسرش سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود.

تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیرآب بکشد، مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت. تمساح پسر را باقدرت می کشید ولی عشق مادر آنقدر زیاد بود که نمی گذاشت پسر در کام تمساح رهاشود.کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود ، صدای فریاد مادر را شنید، به طرفآنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را فراری داد.

پسر را سریع به بیمارستان رساندند. دو ماهگذشت تا پسر بهبودی پیدا کند. پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخنهای مادرش مانده بود.

خبرنگاری که با کودک مصاحبه میکرد از او خواست تا جای زخمهایش را به او نشان دهد. پسر شلوارش را کنار زد و باناراحتی زخمها را نشان داد ،خبرنگار در مورد زخم بازویش پرسیدکه پسر با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت ،

" این زخمها را دوست دارم ، اینها خراشهای عشق مادرم هستند.

 

[ ۱۳۸٩/۱۱/٦ ] [ ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ ] [ مامی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

خداوند در 29 خرداد 84 یکی از فرشته هاشو فرستاد روی زمین.حالا اون فرشته دختر ماست. اسمش رو گذاشتیم ژاسمین.شد دردونه ما. jasmin:گل یاس
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب

ابزار متحرك زیباسازی وبلاگ


Digital Clock - Status Bar

كد بارش ستاره در وبلاگ

تصاویر زیباسازی نایت اسکین
دریافت همین آهنگ


Get a Glitter Calendar Click Here
ليست وبلاگهای به روز شده